1. مقدمه :

    از زماني كه تعليم و تربيت رسمي شكل گرفت ، افرادي به عنوان معلم ، افرادي ديگر به عنوان دانش آموز و مكاني به عنوان كلاس آموزشي تعيين شد . از آن زمان ، عده اي مطالبي را به دانش آموزان آموزش مي دادند كه نوع روش تدريس آن ها بيشتر به مطالب آموزشي بستگي داشت . برخي فنون و مطالب به شكل عملي آموخته مي شد كه در حقيقت به كارگيري روش تدريس فعال بود ، برخي مطالب نيز به شيوه حفظي و تمرين و تكرار آموخته مي شد كه در حقيقت به كارگيري روش تدريس غير فعال بود ، اين دو شيوه از دو نوع طرز تفكر نشأت مي گرفت. يكي آن كه بر اساس آن معتقد بودند ذهن انسان همانند لوح سفيدي است كه در بدو تولد نقشي در آن وجود نداشته و از محيط متأثر مي شود و نقش مي پذيرد و مي تواند از اطلاعات و معلومات انباشته شود . بر اين اساس ، مهمترين امتياز كودكان بر يكديگر ، داشتن قوه حافظه ي قوي و جذب مطالب و حقايق بود (مشكلاني ، 1376) .

    نوع ديگري از طرز تفكر اينست كه ذهن به عنوان منبعي فعال است و هر نقش ، اطلاعات و معلومات را به همان شكل كه از محيط مي گيرد ، در خود جاي نمي دهد . ذهن موجودي فعال است ، مطلب را مي‌گيرد ، تجــزيه و تحليل مي كند و در واقــع انبار ذخيره اطلاعات نيست (دان هيل ،1995).

    روش تدريس مورد تأكيد دو نوع طرز تفكر نيز ، متفاوت است . روش تدريس مورد تأكيد در طرز تفكر نوع اول ، روش تدريس منفعل است ، دانش آموزان فقط به گوش كردن مطالب مي پردازند يا مطلبي را حفظ مي كنند . روش تدريس مورد تأكيد در طرز تفكر دوم ، مي‌تواند فعال باشد ، يعني دانش آموزان در جريان آموزش ، نقش فعالي خواهند داشت و كارشان صرفاً حفظ كردن و يا به خاطر سپردن اطلاعات و معلومات نيست ، بلكه از قدرت تجزيه و تحليل برخوردار هستند( مشكلاني ، 1376) .

    در روند تعليم و تربيت ، روش هاي فعال تدريس به منزله ابزارهاي كار معلمان تلقي مي گردند ، هر اندازه كه با روش هاي متفاوت آشنا باشيم ابزارهاي متعددي را در اختيار خواهيم داشت . توسط اين ابزارهاست كه مي توان محتوا و مواد دلخواه را با توجه به عامل زمان و مكان در اختيار دانش آموزان قرار داد ( قورچيان ، 1379) .

    روش هاي فعال تدريس جزو مهارت‌هاي حرفه اي معلمان محسوب مي شود و هنر معلم در كيفيت انتخاب و اجراي آن هاست . از آنجا كه اطلاعات و توانايي هاي افراد متفاوت است ،‌نحوه يادگيري و چگونگي آموزش آن ها نيز متفاوت خواهد بود .به اين سبب ، معلمان بايد به روش هاي گوناگون تدريس مجهز باشند تا بتوانند بر اساس توانايي فراگيران خود ، تدريس مطلوبي را ارائه دهند . امروزه روش هاي فعال تدريسي كه بتواند فعاليت هاي دانش آموزان را تقويت و يادگيري را به يك جريان دو سويه تبديل كند ، از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد . حاصل روش هاي فعال تدريس ، يادگيري اثر بخش و اكتشافي است كه دانش آموزان با راهنمايي معلم به آن دست مي يابند . ولي متأسفانه امروزه اغلب فرآيندهاي آموزشي ، آثار و اهداف مورد نظر يادگيري را به دست نمي‌آورند و كلاس محل تكثير دانش و اطلاعات مي شود و معلم مي كوشد كليه مفاهيم را در ذهن دانش آموزان انبار كند و خلاقيت ، نوآوري و رشد استعدادهاي آنان را ناديده بگيرد كه چنين يادگيري نيز پايدار نخواهد ماند (فضلي خاني ، 1378).

  2. هدف پژوهش :

    بررسي مشكلات به كارگيري روش هاي فعال تدريس استقرايي، بديعه‌پردازي ، دريافت مفهوم ،‌ايفاي نقش و ياران در يادگيري توسط معلمان دوره ابتدايي شهرستان شهرضا

  3. سؤالهاي پژوهش :

  4.  
    1. به چه ميزان عدم آشنايي معلمان با دانش استفاده از روش هاي آموزش فعال مانع به كارگيري اين روش‌ها مي‌شود ؟

  5. به چه ميزان مسائل مربوط به دانش محتوا و دانش آموزش مرتبط با محتوا موجب عدم به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي شود ؟

  6. به چه ميزان مسائل مربوط به انتخاب اهداف آموزشي موجب عدم به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي شود ؟

  7. به چه ميزان مسائل مربوط به ارزيابي يادگيري دانش آموزان موجب عدم به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي‌شود ؟

  8. به چه ميزان عدم استفاده از طراحي آموزشي مانع به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي شود؟

  9. مشكلات مربوط به يادگيرنده

  10. به چه ميزان مسائل مربوط به تعامل دانش آموزان با يكديگر موجب عدم به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي‌شود ؟

  11. به چه ميزان ويژگي هاي گروه سني دانش آموزان موجب عدم به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي شود ؟

  12. به چه ميزان سطوح متفاوت مهارت دانش آموزان موجب عدم به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي شود ؟

مشكلات مربوط به برنامه ريز

  1. به چه ميزان حجم زياد كتب درسي مانع استفاده از روش هاي فعال تدريس مي شود ؟

10-به چه ميزان كمبود وقت مانع استفاده از روش هاي فعال تدريس مي شود ؟

11-به چه ميزان فقدان نظارت و راهنمايي مناسب در مدرسه مانع استفاده از روش‌هاي فعال تدريس مي شود ؟

مشكلات مربـوط به كلاس درس

12- به چه ميزان كمبود منابع و مواد آموزشي مانع به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي‌شود؟

13- به چه ميــزان چيــدمان كلاس درس مــانع به كارگيـــري روش هاي فعـــال تدريس مي‌شود؟

14- به چه ميزان تعداد دانش آموزان كلاس مانع به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي‌شود؟

15- آيا بين ديدگاه معلمان از نظر جنسيت ، مدرك تحصيلي ، پايه تدريس، سنوات خدمت و محل خدمت (شهر ـ روستا ) در خصوص مشكلات به كارگيري روش‌هاي فعال تدريس در سطوح مشكلات مربوط به ياددهنده و مشكلات مربوط به يادگيرنده تفاوت وجود دارد ؟5- متغيرهاي پژوهش:

در اين تحقيق روش‌هاي فعال تدريس ، مشكلات مربوط به معلمان ، مشكلات مربوط به دانش‌آموزان ، مشكلات مربوط به كلاس درس و مشكلات مربوط به برنامه‌ريزي بعنوان متغير مورد بررسي قرار گرفت.

6- جامعه ، نمونه‌آماري و روش‌هاي نمونه‌گيري :

جامعه آماري را كليه كلاس‌هاي دوره ابتدايي شهرستان شهرضا در پايه‌هاي مختلف در سال تحصيلي 84-83 همراه با آموزگاران كلاس‌ها و مديران مدارس تشكيل مي‌دهند. 20 درصد كلاس‌هاي تشكيل دهنده جامعه آماري نيز (105 كلاس) همراه با آموزگار هر كلاس و مديران مدارس حجم نمونه آماري را تشكيل كه با روش‌هاي نمونه‌گيري طبقه‌اي متناسب با حجم و تصادفي ساده انتخاب شدند.

7- ابزار جمع‌آوري و روش تجزيه و تحليل داده‌ها : در اين پژوهش روش جمع‌آوري داده‌ها به صورت ميداني مي‌باشد. در روش ميداني از مشاهده مستقيم، پرسشنامه و مصاحبه نيمه هدايت شده استفاده گرديد. به عبارت ديگر براي دستيابي به مشكلاتي كه معلمان جهت استفاده از روش‌هاي فعال تدريس دارند (مشكلات مربوط به ياددهنده ، مشكلات مربوط به يادگيرنده ، مشكلات مربوط به برنامه ريز ، مشكلات مربوط به كلاس درس ) از مشاهده، پرسشنامه محقق ساخته و مصـــاحبه نيمه‌هدايت شده استفاده شد. جهت تجزيه و تحليل داده‌ها از آمار توصيفي و استنباطي استفاده شد .8- روش پژوهش :

در اين تحقيق از روش توصيفي از نوع پيمايشي استفاده شد 9- بخشي از يافته‌هاي پژوهش :

نتايج نشان مي‌دهد عدم آشنايي معلمان با دانش استفاده از روش‌هاي آموزش فعال باميانگين 40/3 ، مسايل مربوط به دانش محتوا و دانش آموزش مرتبــط با محتوا با ميانگين 47/3 ، مسايل مربوط به انتخاب اهداف آموزشي با ميانگين 51/3 ، مسايل مربوط به ارزيابي يادگيري دانش‌آموزان با ميانگين 06/4 ، عدم استفاده از طراحي آموزشي با ميانگين 96/3، مسايل مربوط به تعامل دانش آموزان با يكديگر با ميانگين 52/3 ، ويژگي‌هاي گروه سني دانش‌آموزان با ميانگين 59/3 و سطوح متفاوت مهارت آنها با ميانگين 51/3 بيش از سطح متوسط موجب عدم به كارگيري روش‌هاي فعال تدريس شده است. بين نظرات معلمان و مديران در خصوص عدم آشنايي معلمان با دانش‌ استفاده از روش‌هاي آموزش فعال ، مسايل مربوط به انتخاب اهداف آموزش ، عدم استفاده از طراحي آموزشي و مسائل مربوط به تعامل دانش‌آموزان تفاوت وجود دارد. به عبارت ديگر معلمان مسايل فوق را با ميانگين بالاتر نسبت به مديران ارزيابي كرده‌اند .

مشكلاتي مانند كمبود وقت، فقدان نظارت و راهنمايي مناسب، كمبود مواد آموزشي، چيدمان كلاس، تراكم و وجود دانش‌آموزان فراگير(نيمه بينا، نيمه شنوا، معلول جسمي- حركتي، كم توان ذهني) نيز از جمله مسايلي هستند كه مانع به كارگيري مناسب روش‌هاي فعال تدريس شده‌اند.

بين نظر معلمان مرد و زن در خصوص مشكلات مربوط به انتخاب اهداف آموزشي، ويژگيهاي گروه سني دانش‌آموزان و سطوح متفاوت مهارت آنها تفاوت وجود دارد. به عبارت ديگر ميانگين نمرات معلمان مرد بالاتر از معلمان زن بوده است. بين نظرات معلمان نيز در خصوص عدم آشنايي معلمان با دانش استفاده از روش‌هاي آموزش فعال ، مسايل مربوط به دانش محتوا و دانش آموزش مرتبط با محتوا، مسايل مربوط به انتخاب اهداف آموزشي، مسائل مربوط به تعامل، ويژگي‌هاي گروه سني و سطوح متفاوت مهارت دانش‌آموزان باتوجه به مدرك تحصيلي تفاوت وجود دارد.

بين نظر معلمان نيز با توجه به پايه تدريس، سنوات و محل خدمت در خصوص تعدادي از مشكلات بكارگيري روش‌هاي فعال تدريس تفاوت وجود دارد.

10- بخشي از پيشنهادها :

  • بر اساس يافته‌هاي تحقيق نظر به اينكه مشكلات مربوط به ياددهنده(عدم آشنايي معلمان با دانش استفاده از روش‌هاي آموزش فعال-مسايل مربوط به دانش محتوا و دانش آموزش مرتبط با محتوا-مسايل مربوط به انتخاب اهداف آموزشي-مسايل مربوط به ارزيابي يادگيري دانش‌آموزان-عدم استفاده از طراحي آموزشي)و مشكلات مربوط به يادگيرنده(مسايل مربوط به تعامل دانش‌آموزان با يكديگر-ويژگي‌هاي گروه سني دانش‌آموزان-سطوح متفاوت دانش‌آموزان)از جمله موانع به كارگيري روش‌هاي فعال تدريس مي‌باشد،بنابراين لازم است مدرسان،مديران و معلمان با استفاده از نظر متخصصان جهت رفع هر يك از مشكلات فوق برنامه‌ها و فعاليت‌هايي را تدارك ببينند.

  • با توجه به تغييرات اساسي كتب(بخوانيم-بنويسيم،هديه‌هاي آسمان،علوم تجربي و تربيت بدني)لازم است در حجم كتب،محتوا و مفاهيم و زمان مورد نياز براي تدريس هفتگي جهت استفاده بهينه از روش‌هاي فعال،ساماندهي مجدد به عمل آيد.

  • پيش‌بيني و تربيت مدرس روش فعال تدريس خاص دوره ابتدايي.

  • تهيه كتب راهنما در زمينه راهنمايي معلمان براي استفاده بهينه از روش‌هاي فعال تدريس و وسايل و تجهيزات آموزشي.

  • انتشار نتايج تحقيقات مربوط به اثر بخشي روش‌هاي فعال تدريس به صورت كاربردي و ارسال آن به مدارس.

  • امروزه روش‌هاي فعال تدريس و استفاده بهينه از آنها در كلاس درس،حيطه كار معلم را وسيع‌تر كرده است و او را از حالت صرف انتقال دانش و معلومات خارج مي‌كند و او را به مثابه راهنما و هدايت كننده جريان يادگيري مبدل مي‌كند.از اين رو توصيه مي‌شود در برنامه‌هاي درسي تربيت معلم،آموزش‌هاي ضمن خدمت فرهنگيان به دروس كليات و روشهاي تدريس و توليد و كاربرد مواد آموزشي بهاي بيشتري داده شود و آموزش‌هاي عملي در اين زمينه به يادگيرندگان داده شود و در تدريس اين دروس تنها به قسمت نظري و عناوين اكتفا نشود.

  • آماده كردن معلمان كنوني نظام آموزشي براي استفاده از روش‌هاي فعال تدريس در فرايند ياددهي و يادگيري به صورت دوره‌هاي بلند مدت و كوتاه مدت ضرورت دارد.

  • از آنجا كه معلمان راهنما در دوره ابتدايي نقش مهمي دارند،ضروري است،يك دوره كارآموزي براي آنها تدارك ديده شود تا نظارت آموزشي خود را بر اساس روش‌هاي فعال تدريس اعمال كنند.

  • به مسوولان توصيه مي‌شود براي ترغيب معلمان به استفاده از روشهاي فعال تدريس،انگيزه‌هاي لازم را در ارزشيابي سالانه،بازديدهاي منطقه‌اي،انتخاب معلم نمونه،طرح ارتقاي شغلي معلمان و ملحوظ دارند.

  • فراهم كردن فرصت لازم براي معلمان براي بازديد از كلاسهاي معلماني كه از روش‌هاي فعال تدريس استفاده مي‌كنند به منظور مشاهده چگونگي استفاده از اين روش‌ها ضرورت دارد.

  • تشويق و ايجاد تسهيلات لازم براي تشكيل گروههاي درسي و گروههاي آموزشي همگن لازم مي‌باشد.

  • دوره‌هاي آموزشي ضمن خدمت معلمان،در جهت برآوردن نيازهاي آموزشي آنان در زمينه استفاده از روشهاي فعال تدريس به صورت اختصاصي برگزار شود.اين دوره‌ها به شكل‌هاي گوناگون حضوري،نيمه حضوري و غير حضوري در سطح استاني،منطقه‌اي و آموزشگاهي اجرا گردد.

  • در ارزشيابي از عملكرد معلمان تنها به ملاكهايي از قبيل درصد قبولي دانش‌آموزان و معدل كلاسي تأكيد نشود،بلكه ميزان استفاده از روشهاي فعال تدريس نيز مدنظر قرار گيرد تا معلمان احساس نكنند كه استفاده از اين روشها و بكارگيري وسايل و امكانات آموزشي تأثيري در روند ارزشيابي عملكرد آنان ندارد.

  • براي ايجاد انگيزه در معلمان استفاده كننده از روشهاي فعال تدريس توصيه مي‌شود اين قبيل معلمان مورد تشويق مسوولان آموزشي قرار گيرند و از خدمات آنان به نحو احسن تقدير و تشكر به عمل آيد.

  • با توجه به عدم انطباق بعضي از اهداف،موضوعات،تكاليف و در كل حجم كتب درسي با كاربرد روشهاي فعال تدريس توصيه مي‌شود برنامه‌ريزان دقت لازم را در تدوين موضوعات درسي داشته باشند و انطباق موضوعات درسي را با كاربرد روشها مد نظر قرار دهند.

  • پس از آنكه به معلمان ابتدايي و معلمان راهنما در زمينه روش‌هاي فعال تدريس آموزش‌هاي لازم داده شود،به منظور ايجاد تعامل دانش‌آموزان با يكديگر و معلم در كلاس،ضروري است اطلاع لازم در جهت شناخت دانش‌آموز از نقش خويش و تحرك لازم در كلاس به او داده شود.زيرا هر چه مشاركت دانش‌آموزان بيشتر باشد،يادگيري بهتر صورت مي‌گيرد.