چكيده : عنوان پژوهش حاضر بررسى ميزان استفاده معلمان از روش تدريس مبتنى بر پرورش مهارتهاى حل مسأله در درس علوم پايه چهارم منطقه 6 تهران مى باشد. هدف از اين پژوهش توصيف وضعيت موجود و تشخيص ميزان استفاده معلمان از روش تدريس مبتنى بر پرورش مهارتهاى حل مسأله مى‌باشد. سوالات پژوهش عبارتند از: 1- معلمان تا چه ميزان از روش تدريس مبتنى بر حل مسأله استفاده مى كنند؟ 2- آيا بين سطح تحصيلات معلمان و ميزان استفاده آنها ازروش تدريس مبتنى بر حل مسأله رابطه آمارى وجود دارد؟ 3- آيا بين سابقه تدريس معلمان و ميزان استفاده آنها از روش تدريس مبتنى بر حل مسأله رابطه آماري وجود دارد؟ جامعه آمارى پژوهش حاضر، كليه معلمان پاية جهارم منطقه 6 آموزش و پرورش شهر تهران مى‌باشد و ازبين معلمان پايه چهارم منطقه 6، تعداد 30 نفر به عنوان نمونه آمارى در دسترس و به روش تصادفى انتخاب شدند. روش مورد استفاده در اين پژوهش، ترصيفى و از نوع پيمايشى مى باشد كه به توصيف حوادث و پديده ها آن طور كه هست مى پردازد. ابزار مورد استفاده براى گردآورى اطلاعات چك‌ليست مشاهده است كه توسط محقق تنظيم شده و روايي آن نيز توسط متخصصان و كارشناسان تأييد شده است. همچنين براى سنجش پايايى پرسشنامه، اجراى مقدماتى بر روى 15 نفر از معلمان صورت گرفت و با استفاده ازضريب آلفاي كرونباخ پايايي 97%، به دست آمد. به منظور تجزيه و تحليل داده ها از روش آمار توصيفى شامل فراوانى و درصد فراوانى و نيزاز روش‌هاى آمار استنباطى شامل ضريب همبستگى پيرسون و اسپيرمن استفاده شد. يافته‌هاى تحقيق نشان مى دهد كة اكثريت معلمان از روش تدريس مبتنى بر پرورش مهارتهاى حل مسأله استفاده نمى‌كنند. سايريافته هاى تحقيق به شرح زير مى باشد: 1- بين سطح تحصيلات معلمان و ميزان استفاده آنها از روش تدريس مبتنى بر حل مسأله رابطه آمارى معنى دار وجود دارد، يعنى هر قدر كه سطح تحصيلات معلمان بالاتر مى رود، ميزان استفاده آنها از روش تدريس مبتنى بر حل مسأله بيشتر مى‌شود. 2- بين سابقه تدريس معلمان و ميزان استفاده آنها از روش تدريس مبتنى بر حل مسأله رابطه معنى‌‌دار منفى وجود دارد، به عبارتى هر قدر سابقه تدريس معلمان بالاتر مى رود، ميزان استفاده آنان از روش تدريسى مبتنى بر حل مسأله كمتر مى شود.