بررسي ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و ع
۱) بيان مسئله:
بسياري از نظريه پردازان تعليم و تربيت معتقدند كه در يادگيري دانشآموز بايد فعال باشد. روسو معتقد است كه نبايد همه چيز را بصورت آماده در اختيار دانشآموز قرار داد بلكه او بايد نياز به تلاش را در خود احساس كند (آرمند،1372). برونر معتقد است كه دانستهها را نبايد بصورت مستقيم در اختيار دانشآموزان قرار داد بلكه بايد آنها را با مسئله ربرو كرد تا خودشان به كشف روابط ميان امور و راهحلهاي آن اقدام كنند (كديور،1370). بطور كلي در روشهاي فعال تدريس كمتر بر محفوظات و انتقال معلومات تأكيد ميشود و بيشترين تأكيد بر فعاليت دانسآموز و فرايند حل مسئله است. بنابراين اين تحقيق در پي آن است كه كه به سؤالات زير پاسخ دهد. 1)ميزان بكارگيري دبيران علوم اجتماعي از روشهاي فعال تدريس چقدر است؟ 2) كدام يك از متغيرهاي ذيل با ميزان بكارگيري دبيران علوم اجتماعي از روشهاي فعال تدريس ارتباط دارند؟ الف)آگاهي دبيران از اين روشها، ب)مدرك تحصيلي معلمان، پ)رشتة تحصيلي معلمان، ت)جنسيت معلمان، ث)سابقة تدريس معلمان، ج)امكانات آموزشي مدرسه چ)رضايت شغلي معلمان.
2) سؤالات تحقيق:
1)دبيران دورة راهنمايي در درس علوم اجتماعي از چه روشهاي تدريسي استفاده ميكنند؟ 2)آيا بين ميزان آشنايي معلمان درس علوم اجتماعي از روشهاي تدريس فعال و ميزان بكارگيري اين روشها رابطه وجود دارد؟ 3)آيا بين ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و مدرك تحصيلي معلم ارتباطي وجود دارد؟ 4) آيا بين ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و رشتة تحصيلي معلم ارتباطي وجود دارد؟ 5) آيا بين ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و جنسيت معلم ارتباطي وجود دارد؟ 6) آيا بين ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و سابقة تدريس معلم ارتباطي وجود دارد؟ 7) آيا بين ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و امكانات آموزشي مدرسه ارتباطي وجود دارد؟ 8) آيا بين ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و رضايت شغلي معلم ارتباطي وجود دارد؟
3) ابزار اندازهگيري:
ابزار اندازهگيري اين تحقيق عبارتند از: 1)پرسشنامة مشخصات دبيران كه شامل جنسيت، مدرك تحصيلي، رشتة تحصيلي و سابقة تدريس دبيران ميباشد. 2)چكليست مشاهدهاي بيست سؤالي روشهاي تدريس دبيران. روايي اين چك توسط متخصصان موردذ تأئيد قرار گرفته و پايايي آن در روش كرونباخ 74/ است. 3)پرسشنامة آگاهي بيست سؤالي چهارگزينهاي محققساخته. اين پرسشنامه بر روي دبيران اجرا ميشود. روايي محتوايي اين آزمون مورد تأئيد قرار گرفته و نيز پايايي آن در روش كرونباخ 7/ ميباشد. 4)آزمون رضايت شغلي فيلدورث كه بر روي دبيران اجرا شد. در ايران روايي و پايايي آن توسط دكتر شفيعآبادي مورد تأئيد قرار گرفته است. 5)پرسشنامة 14سؤالي بررسي امكانات آموزشي علوم اجتماعي در مدراس كه توسط محقق پاسخ داده ميشود.
4) جامعة آماري:
جامعه آماري اين تحقيق شامل159 نفر از دبيران دروس علوم اجتماعي شهرستان يزد در سال تحصيلي 82-81 ميباشند. 89 نفر از آنها زن و 70 نفر مرد ميباشند.
5) نمونة آماري :
نمونة آماري اين تحقيق شامل 114 نفر از دبيران علوم اجتماعي ميباشند. براي براورد حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شده است. روش نمونهگيري اين تحقيق تصادفي ساده ميباشد.
6) روش تحقيق:
روش پژوهش در اين تحقيق روش توصيفي ميباشد. نيز براي بررسي سؤالات از روشهاي همبستگي و علي-مقايسهاي استفاده شده است.
7) روشهاي آماري تجزيه و تحليل اطلاعات:
جهت آزمودن فرضيههاي تحقيق از روش آزمون t مستقل، ضريب همبستگي پيرسون و ضريب همبستگي اسپيرمن استفاده شده است.
8) نتايج تحقيق:
1)دبيران علوم اجتماعي در تدريس خود از روشهاي ذيل استفاده ميكنند. ارزشيابي از درس گذشته89/، متمركز كردن حواس دانشآموزان69/، پرسش هنگام تدريس80/، وادار كردن دانشآموزان به تفكر89/، روش بحث گروهي22/، ارائة نتايج بحث گروهي19/، دادن فرصت كشف مطالب40/، دادن فرصت براي سؤال كردن82/، استفاده از بازي و نمايش در تدريس9/، استفاده از شرايط و امكانات مناسب 61/، فعال كردن دانشآموزان39/، استفاده از گروههاي هميار12/، دادن فرصت اظهار نظر77/، استفاده از وسايل كمك آموزشي69/، دادن فرصت خلاصه كردن درس به دانشآموزان38/، دادن تكليف خارج از كلاس71/،دادن فرصت خلاقيت27/، دادن تكليف جمعآوري وسايل آموزشي به دانشآموزان38/، ارزشيابي پاياني 62/، تسلط بر درس 88/. 2) بين متغيرهاي زير رابطهاي وجود ندارد، الف) ميزان آگاهي از روشهاي فعال تدريس و بكارگيري آنها، ب)ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و مدرك تحصيلي معلم، ج) ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و رشتة تحصيلي معلم، د) ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و سابقة تدريس معلم، 3) بين متغيرهاي زير رابطه وجود دارد. الف) ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و جنسيت معلم، در واقع ميزان استفادة زنان از اين روشها بيشتر است ب) ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و امكانات آموزشي مدرسه، اين رابطه مستقيم است. ج) ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و رضايت شغلي معلم، اين رابطه مستقيم است.
9) پيشنهادات:
1)دبيران بيشتر از روشهاي فعال تدريس استفاده كنند. 2)دورههاي ضمن خدمت روشهاي تدريس فعال برگزار شود. 3)دبيران بيشتر از وسايل كمك آموزشي استفاده كنند و ساخت اين وسايل را به دانشآموزان محول كنند. 4) مسئولين به شأن و مقام معلم، حقوق معلمين و رضايت شغلي آنها توجه بيشتري داشته باشند. 5)مسؤلين براي گسترش روشهاي فعال تدريس بايد مقدماتي را فراهم كنند، ازجمله: كاهش محتواي دروس، اضافه كردن سؤالات قابل تحقيق در حد توان دانشآموزان به كتابها، تغيير كتب درسي در جهت متناسبسازي آنها براي روشهاي فعال تدريس، مجهز كردن كتابخانة مدارس و افزايش كتب علمي آنها، مناسب كردن محيط كلاس براي روشهاي تدريس فعال، متعادل شدن جمعيت كلاسها، ساخت فيلمهاي مناسب از روشهاي فعال تدريس و ارائة آنها به دبيران.
بسياري از نظريه پردازان تعليم و تربيت معتقدند كه در يادگيري دانشآموز بايد فعال باشد. روسو معتقد است كه نبايد همه چيز را بصورت آماده در اختيار دانشآموز قرار داد بلكه او بايد نياز به تلاش را در خود احساس كند (آرمند،1372). برونر معتقد است كه دانستهها را نبايد بصورت مستقيم در اختيار دانشآموزان قرار داد بلكه بايد آنها را با مسئله ربرو كرد تا خودشان به كشف روابط ميان امور و راهحلهاي آن اقدام كنند (كديور،1370). بطور كلي در روشهاي فعال تدريس كمتر بر محفوظات و انتقال معلومات تأكيد ميشود و بيشترين تأكيد بر فعاليت دانسآموز و فرايند حل مسئله است. بنابراين اين تحقيق در پي آن است كه كه به سؤالات زير پاسخ دهد. 1)ميزان بكارگيري دبيران علوم اجتماعي از روشهاي فعال تدريس چقدر است؟ 2) كدام يك از متغيرهاي ذيل با ميزان بكارگيري دبيران علوم اجتماعي از روشهاي فعال تدريس ارتباط دارند؟ الف)آگاهي دبيران از اين روشها، ب)مدرك تحصيلي معلمان، پ)رشتة تحصيلي معلمان، ت)جنسيت معلمان، ث)سابقة تدريس معلمان، ج)امكانات آموزشي مدرسه چ)رضايت شغلي معلمان.
2) سؤالات تحقيق:
1)دبيران دورة راهنمايي در درس علوم اجتماعي از چه روشهاي تدريسي استفاده ميكنند؟ 2)آيا بين ميزان آشنايي معلمان درس علوم اجتماعي از روشهاي تدريس فعال و ميزان بكارگيري اين روشها رابطه وجود دارد؟ 3)آيا بين ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و مدرك تحصيلي معلم ارتباطي وجود دارد؟ 4) آيا بين ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و رشتة تحصيلي معلم ارتباطي وجود دارد؟ 5) آيا بين ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و جنسيت معلم ارتباطي وجود دارد؟ 6) آيا بين ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و سابقة تدريس معلم ارتباطي وجود دارد؟ 7) آيا بين ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و امكانات آموزشي مدرسه ارتباطي وجود دارد؟ 8) آيا بين ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و رضايت شغلي معلم ارتباطي وجود دارد؟
3) ابزار اندازهگيري:
ابزار اندازهگيري اين تحقيق عبارتند از: 1)پرسشنامة مشخصات دبيران كه شامل جنسيت، مدرك تحصيلي، رشتة تحصيلي و سابقة تدريس دبيران ميباشد. 2)چكليست مشاهدهاي بيست سؤالي روشهاي تدريس دبيران. روايي اين چك توسط متخصصان موردذ تأئيد قرار گرفته و پايايي آن در روش كرونباخ 74/ است. 3)پرسشنامة آگاهي بيست سؤالي چهارگزينهاي محققساخته. اين پرسشنامه بر روي دبيران اجرا ميشود. روايي محتوايي اين آزمون مورد تأئيد قرار گرفته و نيز پايايي آن در روش كرونباخ 7/ ميباشد. 4)آزمون رضايت شغلي فيلدورث كه بر روي دبيران اجرا شد. در ايران روايي و پايايي آن توسط دكتر شفيعآبادي مورد تأئيد قرار گرفته است. 5)پرسشنامة 14سؤالي بررسي امكانات آموزشي علوم اجتماعي در مدراس كه توسط محقق پاسخ داده ميشود.
4) جامعة آماري:
جامعه آماري اين تحقيق شامل159 نفر از دبيران دروس علوم اجتماعي شهرستان يزد در سال تحصيلي 82-81 ميباشند. 89 نفر از آنها زن و 70 نفر مرد ميباشند.
5) نمونة آماري :
نمونة آماري اين تحقيق شامل 114 نفر از دبيران علوم اجتماعي ميباشند. براي براورد حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شده است. روش نمونهگيري اين تحقيق تصادفي ساده ميباشد.
6) روش تحقيق:
روش پژوهش در اين تحقيق روش توصيفي ميباشد. نيز براي بررسي سؤالات از روشهاي همبستگي و علي-مقايسهاي استفاده شده است.
7) روشهاي آماري تجزيه و تحليل اطلاعات:
جهت آزمودن فرضيههاي تحقيق از روش آزمون t مستقل، ضريب همبستگي پيرسون و ضريب همبستگي اسپيرمن استفاده شده است.
8) نتايج تحقيق:
1)دبيران علوم اجتماعي در تدريس خود از روشهاي ذيل استفاده ميكنند. ارزشيابي از درس گذشته89/، متمركز كردن حواس دانشآموزان69/، پرسش هنگام تدريس80/، وادار كردن دانشآموزان به تفكر89/، روش بحث گروهي22/، ارائة نتايج بحث گروهي19/، دادن فرصت كشف مطالب40/، دادن فرصت براي سؤال كردن82/، استفاده از بازي و نمايش در تدريس9/، استفاده از شرايط و امكانات مناسب 61/، فعال كردن دانشآموزان39/، استفاده از گروههاي هميار12/، دادن فرصت اظهار نظر77/، استفاده از وسايل كمك آموزشي69/، دادن فرصت خلاصه كردن درس به دانشآموزان38/، دادن تكليف خارج از كلاس71/،دادن فرصت خلاقيت27/، دادن تكليف جمعآوري وسايل آموزشي به دانشآموزان38/، ارزشيابي پاياني 62/، تسلط بر درس 88/. 2) بين متغيرهاي زير رابطهاي وجود ندارد، الف) ميزان آگاهي از روشهاي فعال تدريس و بكارگيري آنها، ب)ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و مدرك تحصيلي معلم، ج) ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و رشتة تحصيلي معلم، د) ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و سابقة تدريس معلم، 3) بين متغيرهاي زير رابطه وجود دارد. الف) ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و جنسيت معلم، در واقع ميزان استفادة زنان از اين روشها بيشتر است ب) ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و امكانات آموزشي مدرسه، اين رابطه مستقيم است. ج) ميزان بكارگيري روشهاي فعال تدريس و رضايت شغلي معلم، اين رابطه مستقيم است.
9) پيشنهادات:
1)دبيران بيشتر از روشهاي فعال تدريس استفاده كنند. 2)دورههاي ضمن خدمت روشهاي تدريس فعال برگزار شود. 3)دبيران بيشتر از وسايل كمك آموزشي استفاده كنند و ساخت اين وسايل را به دانشآموزان محول كنند. 4) مسئولين به شأن و مقام معلم، حقوق معلمين و رضايت شغلي آنها توجه بيشتري داشته باشند. 5)مسؤلين براي گسترش روشهاي فعال تدريس بايد مقدماتي را فراهم كنند، ازجمله: كاهش محتواي دروس، اضافه كردن سؤالات قابل تحقيق در حد توان دانشآموزان به كتابها، تغيير كتب درسي در جهت متناسبسازي آنها براي روشهاي فعال تدريس، مجهز كردن كتابخانة مدارس و افزايش كتب علمي آنها، مناسب كردن محيط كلاس براي روشهاي تدريس فعال، متعادل شدن جمعيت كلاسها، ساخت فيلمهاي مناسب از روشهاي فعال تدريس و ارائة آنها به دبيران.
مجري:
علي اكبر قفائي
+ نوشته شده در شنبه پنجم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 18:53 توسط
|