هدف پژوهش

اين پژوهش با هدف بررسي ميزان تاثير استفاده از روشهاي فعال تدريس در ميزان موفقيت دانش آموزان پايه چهارم ابتدايي در ناحيه ي دو اصفهان در سال تحصيلي 80 ـ79 انجام گرفته است.

فرضيه‏هاي پژوهش

1- بين موفقيت تحصيلي دانش آموزان کلاس چهارم ابتدايي که درس علوم تجربي خود را از طريق روشهاي فعال آموخته اند در مقايسه با دانش آموزاني که با روش تدريس غير فعال آموزش ديده اند تفاوت وجود دارد.

2- بين ميزان دانستني هاي دو گروه از دانش آموزان مذکور تفاوت وجود دارد .

3- بين ميزان نگرش دو گروه از دانش آموزان مذکور در درس علوم تفاوت وجود دارد.

4- بين ميزان مهارت دو گروه از دانش آموزان مذکور در درس علوم تفاوت وجود دارد.

5- تاثير روشهاي فعال تدريس در افزايش موفقيت دانش آموزان پايه چهارم ابتدايي در درس علوم تجربي با توجه جنسيت متفاوت است.

متغيرهاي پژوهش

موفقيت تحصيلي, دانش,نگرش,مهارت, روشهاي فعال تدريس, مقطع ابتدايي

جامعه آماري,نمونه و روش نمونه گيري

جامعه آماري اين پژوهش کليه دانش آموزان دخترو پسر ناحيه دو آموزش و پرورش اصفهان که در سال 80 ـ79 در کلاس چهارم ابتدايي مشغول به تحصيل بودند . در اين پژوهش از روش نمونه گيري طبقه اي تصادفي استفاده شد.

در اين رابطه ابتدا 16 کلاس از 8 مدرسه به صورت تصادفي ساده انتخاب شدند. پس از اجراي پيش آزمون,6 کلاس که از لحاظ ويزگيهاي دموگرافيک مشابهت بيشتري داشتند به عنوان نمونه تحقيق (4 کلاس از گروه آزمايش و2 کلاس از گروه گواه) انتخاب شدند .

 

ابزاراندازه گيري و روش تجزيه و تحليل داده‏ها

ابزار جمع آوري اطلاعات آزمون پيشرفت تحصيلي در درس علوم تجربي و چک ليست کنترل مشاهده روش تدريس معلم بوده است . در اين تحقيق از آزمون   t وآزمون کوواريانس براي تجزيه وتحليل يا فته‏ها استفاده شد.

 

روش پژوهش 

اين تحقيق نيمه تجربي از نوع پيش آزمون , پس آزمون با گروه کنترل است.

 

بخشي از يافته‏ها ي پژوهش

·        بين موفقيت تحصيلي, دانستنيها, مهارت ( کلي,نظري,علمي) دانش آموزان کلاس چهارم ابتدايي که درس علوم تجربي خود را از طريق روشهاي فعال آموخته اند در مقايسه با
دانش آموزاني که با روش تدريس غير فعال آموزش ديده اند تفاوت وجود داشت.(p< 0/01)  اما اين تفاوت بين گروهها در نمره نگرش ديده نشد.(p< 0/01)

·        تأثير روشهاي فعال تدريس در افزايش (موفقيت تحصيلي, نگرش, مهارت کلي) دانش آموزان پايه چهارم ابتدايي در درس علوم تجربي با توجه به جنسيت تفاوت نداشت.( p< 0/01)  اما در بخش دانش,مهارت نظري, مهارت علمي بين جنسيت و گروههاي آزمايش و گواه با توجه به کنترل نمرات پيش آزمون تفاوت معني دار بود.( p< 0/01) لذا به نظر مي رسد استفاده از روشهاي فعال تدريس اگر با در نظر گرفتن همه ويژگي‏هايش به طور مطلوب در کلاس اجرا شود منجر به افزايش نمره علوم دانش آموزان مي شود آن هم بيشتر در بخش مهارت که هدف اصلي آموزش علوم محسوب مي شود و اين روش مي تواند يادگيري را تا عمق جان دانش آموزان نفوذ دهد تا در آينده بتوانند از يافته‏هاي اين درس در موفقيت هاي جديد استفاده نمايند.

 

بخشي از پيشنهادها

     باتوجه به اينکه نقش روش هاي فعال در پيشبرد اهداف آموزشي در اين پژوهش و تحقيقات پيشين مشخص گرديده توصيه‏هاي زير در راستاي استفاده‏ي هر چه بيشتر از اين روش ارائه
مي گردد :

·        مسئولين آموزش و پرورش ضمن توجه به نقش تعيين کننده روش هاي فعال در يادگيري
دانش آموزان و رشد همه جانبه آنها, سعي نمايند فضايي را ايجاد نمايند تا امکان به کارگيري اين روشها روز به روز ميسرتر شود.

 

·        معلمان با بکار گيري اين روش, اهتمام در رشد همه جانبه دانش آموزان داشته باشند تا آنها علاوه بر يادگيري عميق, در زمينه مهارت اجتماعي و ارتباطي نيزرشد نمايند.

 

·        برگزاري همايش‏هاي منطقه‏اي و برگزاري دوره‏هاي ضمن خدمت کار آمد و برگزاري کارگاههاي علمي در زمينه روشهاي تدريس فعال مي تواند رهگشا باشد.

 

·        متناسب نبودن حجم کتب براي بکار گيري اين روشها, حجم زياد کتب, امکان بهره وري بيشتر از اين روشها را کاهش مي دهد. همچنين امکانات و تجهيزات مدرسه مانند اندازه کلاس, صندليها و امکانات آموزشي مناسب نيز فراهم گردد.

 

·        به ارزشيابي هايي که اهميت بالاتري براي يادگيريهاي مهارتي قائل است توجه بيشتر مبذول گردد.به ادارات آموزش و پرورش توصيه مي شود جهت ايجاد ترغيب معلمان به استفاده از روش هاي فعال, انگيزه‏هاي لازم را در ارزشيابي سالانه, بازديدهاي منطقه اي,انتخاب معلم نمونه و غيره لحاظ نمايند.